![]() |
![]() |
|
|
وقتی که شعله می کشی از شاخه های من
پر می شود تمام زمین از صدای من
لبخند می شوی به هوای پرنده ها پر می کشی به پنجره ی چشم های من
بر شاخه های شعله ورم خانه می کنی گل می کنی در آینه ی ماجرای من
با برگ های مضطربم دست می دهی می خوانی از حوالی فردا برای من
جنگل نفس نمی زند و محو می شود هی جا نماز چشمه ی سبز دعای من
آری کویر ،این کفن سرد وپیر هم بیگانه است با ضربان ((خدای من))
فردا دوباره ریشه ی من جای دیگری ست بر ماسه ها نمانده به جز رد پای من
از مجمو عه شعر آسمان خیره به من (انتشارات نسل مروارید ۱۳۸۲) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 16:7 توسط سيروس مرادي رويين تني |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1386 مرداد 1386 |
|
RSS
|